خوشـه خوشـه یِ

 

چشـمَ ت را

 

گوشه یِ کـدام

 

خُمخـانه خوابانـده ای

 

که تا نگـاه می کنی

 

از لبَ م

 

غــزل غــزل

 

شـرابِ عشق می چکـد

 

94/2/27  ــــــــــــــــــــــــالف.س  (گلسا)

 


/ 8 نظر / 12 بازدید
hh

راستش عشق یکی از موهومی ترین مفاهیم اینجاست. خاصیت این جور مفاهیم این است که تصویر درستی از چیستیشان نداری. صرفا نقوشی مبهم است که نمی توان دقیقشان کرد. معمولا هم قابل رسیدن نیستند، چون هیچ جوری نمیتوان آن تصویر موهومی را واقعیت بخشید. البته بنده معتقدم شاید بتوان تصویر دقیقی از این مفهوم ترسیم کرد. چیزی که حاوی دلایل و معانی عمیق باشد. اما کمتر کسی را دیده ام که چنین کرده باشد. پیشنهادم این است که شما اینکار را بکنید. یک تصویر روشن از دلایل و معانی ای که باعث به وجود آمدن این مفهوم میشوند را ترسیم کنید.

پویا

چه زیبا تعبیری [دست]

حمزه عليزاده

سلام ... بسيار زيبا و ستودني سروده ايد .... [دست][دست][دست]

پویا

عشق، قابیل است؛ قابیلی که سرگردان هنوز کشته ی خود را نمی داند کجا پنهان کند! زنده یاد نجمه زارع[گل]

barane

تصویر به اندازه ی نوشته زیباست...

فریدون

نهایت احساس را میتوان از نگاه یک عاشق سرمست از دیدار یار در این شعر لمس کرد و دید.پاینده باشی